مصاحبه با قهرمانان پرواز در
مسابقات جام جهانی پاراگلایدینگ
Brazil-2006
عکس ، مصاحبه و ترجمه : پوریا شفیعی تبار

بنام خدا
مقدمه:
روز 18/مارس/2006 صبح زود حدود ساعت 6 صبح وارد شهر کاستلو در منطقه sprito santo در نواحی شرقی برزیل شدیم، کاستلو شهر سرسبز و کوچکی است که فقط یک بلوار اصلی و چند خیابان سنگفرش با ساختمانهای معمولی و چند آپارتمان نسبتاً شیک دارد، رودخانه پر از آبی از وسط شهر عبور می کند و یک قلعه قدیمی که بازسازی شده و یک کلیسای بزرگ در حاشیه بلوار اصلی مهمترین نماد شهر محسوب می گردد. از Rio De Janiero تا کاستلو با اتوبوس حدود 8 ساعت فاصله است که تماماً از مناطق سرسبز و کوههای کم ارتفاع و پراکنده می گذرد و به طرز واضحی به نسبتRio امن تر به نظر میرسد. و به گفته افراد محلی ، ساکنان این شهر دارای اجداد ایتالیایی هستند، مردمی خونگرم و مهمان نواز که شدیداً به برقراری ارتباط با غریبه ها علاقه نشان می دهند. زبان متداول در تمام برزیل زبان پرتغالی است که لهجه کاملاً متفاوتی از زبان اسپانیایی محسوب می گردد. هرچند زبان دوم که در مدرسه تدریس می شود انگلیسی است ولی کمتر کسی را پیدا می کنی که به زبان انگلیسی صحبت کند. در حاشیه شهر کاستلو محله های فقیرنشینی هم مشاهده می شود و دورتر از شهر دهکده ها و مزارع سرسبز پراکنده ای که ده ها برابر آنچه که زمین زراعی داشته باشند آب دارند، بطوریکه حتی در دامنه های پرشیب کوه هم اگر ذره ای زمین مستعد وجود داشته باشد تبدیل به مزرعه و خانه و چند دام شده است. چیزی شبیه به مناطق شمالی و حاشیه خزر خودمان.
نکته جالب دیگر اینکه دوچیز در این منطقه زیاد دیده می شود: کلیسا و قهوه خانه، هرجا که دو جاده به هم می رسند و یا بیشتر از 10 تا خانه و مزرعه کنار هم باشد حتماً یک کلیسا و جایی که چند صندلی برای گذراندن وقت باشد پیدا می کنی. به نظرم دلیل امنیت بیشتر این مناطق به نسبت شهرهای بزرگ ، وجود کار و حضور پررنگ تر اعتقادات دینی در این منطقه است.
ساعت 6 صبح شهر کاستلو کاملاً خالی بود. درمحل مرکزبرگزاری مسابقه((Head Quarter منتظر بودیم تا برای هتل پرس و جو کنیم، همراه ما Michel Wichy نفردوم قهرمانی سال گذشته بود که قبلاً در هتل نزدیک Head Quarter اطاق رزرو کرده بود ولی سرانجام به کمک یک راننده تاکسی شهر موفق شدیم در هتل معمولی دیگر جا پیداکنیم. جالب اینکه اینجا هتل بسیار ارزانترست، حدود یک دهم قیمت هتل در Rio .
طبق برنامه اعلام شده PWC برای دور اول جام جهانی پاراگلایدینگ در برزیل، روز 18 مارس برای ثبت نام و پرواز آزمایشی خلبانان مسابقه تعیین شده بود و با شروع شدن روز همه خلبانان شرکت کننده در محل مرکز برگزاری مسابقه حاضر می شدند. محل مرکز برگزاری در یک باشگاه ورزشی روی تپه ای که مشرف به میدان و بلوار اصلی شهر است واقع شده و شامل یک رستوران با چند سایه بان و میز و صندلی در فضای باز و امکانات Internet و محلی برای نگهداری وسائل پرواز و البته تخت و صندلی مخصوص ماساژ با دکور بسیار زیبا بود.
روز پرواز تمرینی هوا بارانی بود و پس از تشریفات مختصری برای ثبت نام همه خلبانان سرگرم سلام و احوالپرسی و یا آشناشدن با یکدیگر بودند. دریک نگاه سریع اکثر خلبانان سرشناس و قهرمانهای سالهای گذشته را می توانستی ببینی ، کم و بیش همگی نگران وضع هوا بودند.
طی مدت مسابقه و عصرهایی که بعد از پرواز برای ثبت نتایج و رفع خستگی در رستوران مجاور مرکز برگزاری جمع می شدیم ، فرصتهای زیادی دست داد تا با خلبانان سرشناس و قهرمانهای این رشته هم صحبت شویم و باعث شد که بخشهایی ازگفتگوهای صمیمانه مان رابه صورت متن مصاحبه مکتوب کنم ، که مورد استقبال این قهرمانان هم قرار گرفت و با علاقه خاصی وقتشان را در اختیار گذاشتند تا بعنوان بهترین سوغات برای علاقمندان این رشته به عنوان توشه راه به دوستان تقدیم کنم.
در ترجمه مطالب و انتخاب عکسها سعی شده تا نهایت امانت کلام رعایت شود تا علاقمندان این رشته در حد امکان با فضای واقعی مسابقه آشنا شوند ، لذا هرگونه دخل و تصرف در متن و عکسها و یا اقتباس از آنها مورد رضایت نویسنده نخواهد بود .
1-
: « Hans Bolninger »
هانس بولنینگر را باید بدون شک یکی از افسانه های پرواز پاراگلایدر دانست که تأثیر حضور او در پیشرفت این ورزش غیر قابل انکار است. از سبک پرواز مسابقه ای با سرعت هوایی بسیار بالا تا کمک به طراحی و توسعه و تست کردن بالهای پیشرفته جدید، او یکی از تأثیرگذارترین نام ها در ورزش پاراگلایدینگ است.
از آخرین بار که 5 سال پیش او را در فستیوال و مسابقه پرواز ترکیه در Olodeniz دیده بودم تغییر چندانی نکرده بود. همان شخصیت قهرمانی و در عین حال صمیمی که در کمال تعجب ما را به خاطر داشت و آنچه در ادامه می آید، متن گفتگوی من با هانس بولنینگر است که وقتی گفتم به عنوان سوغات برای خلبانان ایران می برم با دقت و حوصله خاصی از آن استقبال کرد و من هم سعی کردم بدون هیچگونه دخل و تصرف عین مصاحبه را منتقل کنم:
سؤال: لطفاً اسم کامل و مشخصات خودتان را بفرمائید:
جواب: من Hans Bolninger متولد 1962 در سویس هستم و 2 تا بچه دارم.
سؤال: خانواده تان را نیاوردید؟ یادم هست یک پسر و یک دختر کوچک داشتید؟
جواب: نه آنها در سویس هستند البته کلی بزرگ شدند [با دست به قد بچه ها اشاره می کند] دخترم 10 سال و پسرم 13 سال دارد.
سؤال: قبلاً اینجا بودید؟
جواب: تا بحال 5 بار در برزیل بوده ام اما اولین بار است که به کاستلو می آیم، هوا چندان جالب نیست، در سوئیس هوای آفتابی و خوبی داشتیم، انتظار داشتم اینجا بهتر باشد.
*( در همین لحظه یکی از مسئولین برزیلی برگزاری مسابقات آمد تا به هانس خوش آمد بگوید، پرسید آیا کاری هست که برایتان انجام بدهم، هانس هم بدون مکث گفت بله می توانید باران را قطع کنید.)
سؤال: تا بحال چند مقام آوردید و مهمترین آنها کدام بوده است؟
جواب: زیاد بوده، تعدادش را نمی دانم [دفعه قبل هم 5 سال پیش همین را گفت] چندباری قهرمانی دنیا FAI (World Champion FAI ) دارم و قهرمانی جام جهانی پاراگلایدینگ ( Pwc Champion ) [راست می گوید، آنقدر مقام آورده که حساب تعدادش را ندارد]
سؤال: بهترین جایی که برای پرواز دوست دارید کجاست و بهترین پروازی که خاطره خاصی از آن داشته باشید؟
جواب: هرجا که هوا خوب باشد و البته نه اینجا [با شوخی و خنده] با این وضع بارانی پروازهای زیادی هم بوده که خاطره انگیز است اما یک بار در مسابقه داشتیم بالای یک اتوبان به طرف turn point پرواز می کردیم و سرعتمان از کامیونهایی که توی بزرگراه زیر پایمان بودند بیشتر بود تا نقطه turn point و در مسیر برگشت هم البته کامیونها با سرعت خیلی بیشتری از زیر پایمان رد می شدند، خیلی جالب بود و رقابت عادلانه و خوبی بود.
سؤال: مسیر پیشرفت خودتان را در پاراگلایدینگ از ابتدا تا سطح قهرمانی و اکنون چطور توصیف می کنید؟
جواب: برای من مهمترین چیز لذت بردن از پرواز است و اینکه برای خودت پرواز کنی و البته باید یاد گرفت که بعضی وقتها باخت هم وجود دارد و نباید فقط بخاطر نتیجه پرواز کنی، چون هیجان و ترس از نتیجه قسمتی از تمرکز را می گیرد. به قهرمانها نگاه کنید، همگی از پرواز لذت می برند و در موقع پرواز شاد هستند.
[کاملاً درست می گوید، نشاط این قهرمانها در ضمن مسابقه را می توان به شادی کودکانی که در حال بازی هستند تشبیه کرد.]
سؤال: چه نکته خاصی در روش پرواز خودتان وجود دارد که باعث تفاوت سبک پرواز شما با بقیه می شود؟
جواب: من در هنگام پرواز در مسابقه ایده های شخصی خودم را دارم و مسیر خودم را میروم واهمیت نمی دهم که بقیه چه کار می کنند و سعی نمیکنم بقیه را کنترل کنم، یعنی به دنبال گروه نمی روم و برای خودم تصمیم مستقل می گیرم. مهمترین نکته در مسابقه هم این است که تشخیص بدهی که چه زمانی باید این ترمال را رها کنی که نه خیلی زود باشد و به اندازه کافی ارتفاع نگرفته باشی و نه خیلی دیر که ترمال بعدی تمام شده باشد.
سؤال: برای خلبانی که قصد داشته باشد در مسابقات شرکت کند چه نوع تمرینی را توصیه می کنید؟
جواب:
1- پرواز کردن زیاد
2- تحلیل کردن بعد از هر پرواز ، یعنی هرشب بررسی کند که چه کار کرده است وچه اشتباهاتی داشته است و مهمترین چیز اینست که حتی اگر یک Task را برنده شدید بازهم از خودتان بپرسید چه کاری را می توانستم بهتر انجام بدهم؟
3- مشاهده کردن و مطالعه کردن پرواز بقیه خلبانها
4- مشاهده کردن و مطالعه کردن دقیق طبیعت ، عوارض زمین ، حرکت یک پرنده و یا تغییر جهت مسیر دود بعنوان نشانه ها.
سؤال: از ایران چه می دانید؟
جواب: می دانم که نفت دارید و مردم ایران مهربان هستند ولی هرگز آنجا نبودم .
سؤال: اگر مسابقه ای درایران باشد می آیید؟
جواب: حتماً، اگر با برنامه زمانی خودم جور بشود، حتماً می آیم.
2- : « Ewa Wisnierska »
سؤال: اسم و مشخصات خود را بفرمائید:
جواب:Ewa Wisnierska ، 34 ساله ، اهل لهستان که در آلمان زندگی می کنم، از غذای تایلندی خوشم می آید و در تابستان آبمیوه تازه را خیلی دوست دارم.
سؤال: چند وقت پرواز می کنید و چه مدت در سطح قهرمانی هستید و باچه بالی پرواز می کنید؟
جواب: 5 سال است که پرواز می کنم و 2 سال است که در سطح قهرمانی هستم و با بال Advance پرواز می کنم.
سؤال: سایت مورد علاقه شما کدام است؟
جواب: بطور کلی آلپ را خیلی دوست دارم ولی در زمستان ترجیح می دهم در مکزیکو پرواز کنم، تابحال هم 3 بار رفته ام.
سؤال: طولانی ترین مسیری که پرواز کرده اید، چقدر بوده است؟
جواب:در کوههای اتریش یک مسیر مثلثی را بصورت رفت و برگشت به طول 140 کیلومترپرواز کردم در ارتفاعات آلپ.
سؤال: چه مقام هایی تاکنون آورده اید؟
جواب: چهار بار قهرمانی pwc ، 2 بار قهرمانی آلمان ، 3 بار قهرمانی Mexican Open،
Siws Open و Nordic Open .
سؤال: نظرتان راجع به این دوره pwc در برزیل چیست؟
جواب: خیلی جالب است و شرایط متفاوتی را تجربه می کنیم که با آلپ خیلی فرق می کند. ضمن اینکه این گرم ترین دوره pwc بوده است و شرایط خیلی نرم و ملایم است. امروز 5 ساعت پرواز کردم که 1 ساعت آن را در یک ترمال می چرخیدم، در برزیل واقعاً شرایط ملایم است که حوصله زیاد و اعصاب قویی هم لازم دارد.
سؤال: مسیر پیشرفت شما در پرواز از ابتدا تا سطح قهرمانی چگونه بوده است؟
جواب: من از ابتدا می دانستم که پرواز زندگی مرا عوض می کند، بنابراین شغلم را عوض کردم و مربی پاراگلایدر شدم و هیچ کار دیگری هم نمی کنم، الان 4 سال است که مربی پاراگلایدر هستم. در اصل رشته من دامپزشکی است ولی هرگز در این رشته کار نکردم، یک دوره هم در آلمان کافی شاپ داشتم که خیلی دوران سختی بود.
خوشبختانه تا بحال هیچ سانحه ای نداشتم و هرگز از چتر کمکی استفاده نکردم و بعنوان test pilot برای Advance هم کار می کنم که باعث می شود بیشتر تمرین داشته باشم.
سؤال: چه چیزی در سبک پرواز شما وجود دارد که آنرا با پرواز بقیه متفاوت می کند؟
جواب: گفتنش مشکل است چون خودم هنوز دارم یاد می گیرم ولی فکر میکنم روحیه جنگنده و علاقه به شرایط قوی و تصمیم گیری های شخصی. به طور مثال در مسابقات قهرمانی آلمان در آخرین task همه خلبانها در آخرین مسیر از turn point به طرف هدف وارد یک منطقه سایه شدند ولی من خلاف جهت همه و برعکس مسیر هدف تصمیم گرفتم به طرف منطقه آفتابی بروم و همین باعث شد 45 دقیقه زودتر از همه به هدف برسم.
سؤال: بهترین پروازی که برایتان خاطره انگیز بوده است را تعریف کنید.
جواب: در ایتالیا در Dolomitis که داخل آلپ است پرواز بسیار خوبی داشتم و پرواز امروز هم واقعاً رویایی بود، من و یک خلبان دیگر حدود 30 کیلومتر را دائماً کنار پرنده های وحشی پرواز می کردیم، واقعاً زیبا بود. اصولاً از طبیعت خیلی لذت می برم، دیروز در مسیر مسابقه آنقدر مشغول لذت بردن از طبیعت و عکاسی بودم که یکدفعه متوجه شدم 3 کیلومتر خلاف جهت هدف پرواز کردم و دور شدم.
سؤال: اینبار کسی دنبالتان نیامد؟ شاید کسی فکر کند مثل آن دفعه در آلمان دنبال ترمال می روید؟
جواب: [با خنده] نه کسی نیامد ولی جالب می شد اگه می آمدند.
سؤال: برای خلبان معمولی که بخواهد وارد عرصه رقابت بشود چه توصیه ای دارید؟
جواب: به نظرمن آمادگی ذهنی و شخصیت آدم مهم است. منظورم اینست که خوب البته تمرین کردن وپرواز زیاد و... شاید توصیه های متداول و درستی باشند ولی واقعیت اینست که این نوع پرواز برای همه خلبانها نیست و فقط برای کسانی فایده دارد که رقابت برایشان هدف شخصی باشد و قابلیت جنگندگی و رقابت باید در شخصیت فرد وجود داشته باشد آن وقت دیگر بهانه ای هم وجود نخواهد داشت مثل اینکه وقت ندارم و...
سؤال: در مورد ایران چه می دانید؟
جواب: می دانم که موقعیت سیاسی خوبی ندارد، بعنوان یک توریست می ترسم وارد ایران بشوم هرچند خوشحالم که می شنوم مردم پرواز می کنند. یکسال قبل یک نفر به من گفت برای آموزش پرواز به افغانستان بروم ولی فکر کردم خطرناک است و نرفتم.
3- : «Michael Witschy »
سؤال: اسم و مشخصات خودتان را بفرمائید:
جواب:Michael Witschy ، 28 ساله ، متولد وساکن سوئیس. شغل اصلی من مهندس پروژه است و برای شرکتی که کارخانه سیمان می سازد کار می کنم، تحصیلات من هم در رشته مهندسی مکانیک بوده است، ضمناً شرکت ما به ایران هم کارخانه سیمان صادر کرده است.
سؤال: چند سال است ک پرواز می کنید؟ و طولانی ترین مسافتی که رفته اید چقدر بوده است؟
جواب: 7 سال است که پرواز می کنم. طولانی ترین مسافت پروازی که رفتم با یک بال امگا 6 در کوههای آلپ بوده است که از ارتفاعات سوئیس شروع شده و در اتریش فرود آمدم
به مسافت 239 کیلومتر. تاریخش هم جولای 2004 بود.
سؤال: بهترین مقامی که بدست آورده اید؟
جواب: درمجموع امتیازات سال گذشته رتبه دهم pwc را دارم، درچهار task در pwc 2005 و نفر اول شدم.
سؤال: نظرتان راجع به این دوره pwc در برزیل چیست؟
جواب: این دوره هفتمین دوره ای است که من در pwc شرکت می کنم. تا الان خیلی بد بوده است، چون شرایط بیش ازحد ملایم است و خلبان اعصاب بسیار قوی وحوصله زیادی لازم دارد که در چنین شرایط هوایی ضعیفی رقابت انجام بدهد.
سؤال: مسیر پیشرفت شما در پرواز از ابتدا تا سطح قهرمانی چگونه بوده است؟
جواب: از ابتدا 4 سال بصورت معمولی پرواز می کردم و بعد با چند نفر از خلبانان خوبی که قبلاً درمسابقه شرکت کرده بودند آشنا شدم و سعی کردم پرواز خودم را به آنها برسانم و کم کم وارد پرواز حرفه ای شدم. به طور مشخص آشنایی با Christian Maurer به عنوان دوست و مربی تأثیر خاصی برایم داشت و آنها همیشه مرا تشویق می کردند و خوب البته پروازکردن زیاد و تمرین هم بسیار مهم بود.
سؤال: آیا تا بحال سانحه هم داشتید؟
جواب: نه سانحه خاصی نداشتم.
سؤال: چه مشخصه ای از پرواز شما باعث تفاوت سبک پروازی خودتان با بقیه می شود؟
جواب: فکر میکنم پرواز سنگین و خونسرد. پرواز کردن صرفاً برای لذت بردن است، البته اگرنتیجه خوب باشد خوشحال می شوم ولی اگر هم نشد دنیا که تمام نشده است.
توضیح: مایکل براستی سبک پرواز خاصی دارد. قبل از بلند شدن بسیار خونسرد و ضمن Take off بسیار مسلط و در حین پرواز هم بسیار با وقار و مطمئن پرواز می کند. به قول یکی از دوستان، رفتار مایکل روی هوا مثل عقاب می ماند بدون حرکت و تکان اضافه.
سؤال: سایت پرواز مورد علاقه شما کجاست؟ و بهترین پروازی را که خاطره خوبی در ذهن شما داشته است تعریف کنید؟
جواب: در ایتالیا سایتی هست که شیب ملایمی یه صورت چمن دارد با طول زیاد و می توان نزدیک زمین پرواز کرد و پا را به زمین زد و دوباره 10 متر ارتفاع گرفت یا حتی ضمن پرواز چیزی را از روی زمین برداشت. من همیشه دوست دارم با ارتفاع کم در نزدیکی زمین بصورت طولانی پرواز کنم و پرواز رویایی من یک شیب ماسه ای نزدیک دریاست که تمام روز بتوانم در آن به آرامی پرواز کنم.
سؤال: برای خلبان معمولی که بخواهد وارد عرصه رقابت پروازبشود چه توصیه ای دارید؟
جواب: باید از پرواز Cross Country (فرا منطقه ای) شروع کند و سعی کند مسافتهای طولانی را پرواز کند و بعد از آن حتماً باید مانورهایی مثل Stall و چرخش منفی یا هلیکوپتر را تمرین کند تا اگر اتفاق افتاد بتواند کنترل و ریکاوری کند.
سؤال: از ایران چه می دانید؟
جواب: می دانم که حکومت دینی دارید و مردم همه کار می کنند اما نه بصورت آزادانه و می دانم که فرهنگ قدیمی و کهنی دارید، برف و دریا و صحرا، و می دانم که شما عرب نیستید یعنی پارسی هستید. چند فیلم ساخت ایران را هم دیدم که همیشه بخاطر می آورم و دوتا از آنها را خیلی دوست دارم.
توضیح: راجع به هر دو فیلم توضیح داد که فکر می کنم یکی از آنها « من ترانه 15 سال دارم» بود.
4- : « Andre Hediger » 
سؤال: لطفاً خودتان را معرفی کنید:
جواب: اسم من Andre Hediger ، 40 سال دارم و متولد سوئیس ولی درحال حاضر در آرژانتین زندگی می کنم.
سؤال: پرواز را از چه زمانی شروع کردید؟
جواب: از سال 1984 شروع کردم، گواهینامه Multi Engine – PPL دارم و تقریباً با هر وسیله پرنده ای پرواز می کنم. من قبلاً طراح بالهای PARATECH بودم و ازسال 1995 بعنوان Test pilot با Advance کار می کنم و ازهمان ابتدا در بخش حرفه ای پرواز فعالیت می کردم و به نوعی خودم را یک هنرمند هوایی می دانم.
سؤال: مهمترین مقامهایی که کسب کرده اید وبیشترین مسافتی که با پاراگلایدر پروازکرده اید؟
جواب: مهمترین ها: مقام اول PWC ( Overall ) در سال 2000 و نفر دومRigidWing World Champ در سال 1996 اسپانیا و نفردوم 1991PWC , در فرانسه و چند بار هم قهرمانی سوئیس.
بهترین مسافتی هم که پرواز کرده ام 210 کیلومتر است ولی تمرکز اصلی من در پرواز مسافت نیست، چون بیشتر علاقه من به پرواز کردن با بالهای مختلف و آزمایش کردن آنها و طراحی بال است.
سؤال: بهترین مکان مورد علاقه شما برای پرواز کجاست؟
جواب: هرجایی ممکن است باشد، هرجایی از کره زمین حتی ایران شما یا افغانستان و تا جایی که من می دانم با توجه به نوع منطقه باید جای خوبی باشد.
سؤال: بهترین پروازتان که خاطره آن همیشه در ذهن شما باشد کدام بوده است؟
جواب: تعدادشان زیاد است، اما آخرین آنها درست قبل از آمدن اینجا پروازی داشتم که یک «کندور» (نوعی پرنده وحشی شبیه به کرکس که بالهای بزرگی دارد) درست کنار صندلی من روی هوا پرواز می کرد و این خیلی جالب بود چون در آرژانتین «کندور» زیاد داریم و معمولاً پیش می آید که در اطراف و نزدیکی بال پرواز کنند ولی اینبار درست کنار خود من و در فاصله نیم متری صندلی پرواز می کرد، واقعاً لذت بردم. آرژانتین محل مورد علاقه من برای پرواز است چون یک کشور چهارفصل است. البته بدلیل برعکس بودن فصل ها گاهی وقتها هم در اروپا پرواز می کنم.
سؤال: اگر قرار بود یک محل پرواز برای خودتان طراحی کنید آنرا چگونه ترسیم می کردید؟
جواب: اتفاقاً این کار را کرده ام، همانطور که گفتم من خودم را یک «هنرمند هوایی» ( Air Artist ) می دانم و در مرکز آرژانتین و در ارتفاع 1100 متری از سطح دریا آتلیه هوایی خودم را ساخته ام ( Air Atelier ). در این محل کارهای مختلفی انجام می دهم، بال تعمیر می کنم، چک می کنم و حتی بال طراحی می کنم و همچنین Test pilot روی بالهای Advance کار می کنم و گزارش آنرا به کارخانه می فرستم. در این آتلیه هوایی این امکان را دارم که به روش خودم کار کنم چون باند و فرودگاه خودم را دارم و به فاصله 500 کیلومتر اطراف من هیچ شهر، ده و یا حتی مزرعه ای وجود ندارد و مجبور نیستم به هیچ قاعده و قانون خاصی پایبند باشم، هروقت دلم بخواهد، شب، روز، با دوستان، بعد از مهمانی در خانه و در حالتی که دلم بخواهد با هروسیله ای بخواهم پرواز کنم.
سؤال: شما که در آرژانتین زندگی می کنید تانگو بلدید؟
جواب: [می خندد] نه من روی زمین رقاص خوبی نیستم بیشتر روی هوا خوب می رقصم و روی زمین آدم کسل کننده ای هستم.
سؤال: مسیر زندگی و پیشرفت شما د پرواز چگونه بود؟ سانحه ای هم داشتید؟
جواب: در دنیای پرواز همه چیز بالا و پایین دارد و تبدیل به ماجراجویی می شود و همیشه باید آماده اتفاقات عجیب در زندگی باشید. در سال 1997 که زنم مرد، دو ماه بعد از آن یک سانحه داشتم، روحیه ام خیلی ضعیف بود و انگار خدا مرا تنبیه کرد و به من تذکر و فرصت دوباره داد. از همان موقع به آرژانتین آمدم تا از اول شروع کنم، ازدواج کردم و الان 2 تا بچه دارم، اما دوباره ماجرای دیگری پیش آمد و زنم مرا ترک کرد. اما اینبار دیگر ضعیف و مست نمی شوم و اگر باشم سراغ پرواز وموتورسواری نمی روم، الان من یک پسر5/2ساله به نام تیاگو و یک دختر5/5 ساله به نام لوآ دارم که وقتهایی که باهم هستیم گاهی پروازهم میکنیم و باهم به پیاده روی، موتورسواری و اسب سواری هم می رویم، رابطه من با بچه هایم خیلی خوب است. مخصوصاً دخترم همیشه ترجیح می دهد با من باشد. من در خانه تلویزیون ندارم و اگرحوصله بچه ها سربرود برایشان گیتار می زنم و شعر و داستان می خوانم و باهم بازی می کنیم تا سرگرم شوند. مثلاً دختر من یک پاراگلایدر کوچک هم دارد که با آن روی زمین بازی می کند. من سعی می کنم به بچه هایم استقلال و زندگی در طبیعت را یاد بدهم، مثلاً درکارهای خانه به همدیگر کمک می کنیم، دخترم حتی می تواند تخم مرغ و یا کمی ماکارونی بپزد. [عکس بچه هایش را نشانم داد و با علاقه خاصی همه جزئیات زندگیشان را برایم توضیح داد که برای من خیلی جالب بود. درهمین لحظه پدر فرانکی براون* جلو آمد و چند لحظه ای را سلام و احوالپرسی کردیم، وقتی رفت از اندی پرسیدم چنین آینده ای را دوست داری؟]
* توضیح: فرانکی براون ( Franki Brawn ) قهرمان برزیل است، پدر او هم خلبان Hang Glider و اولین کسی بوده که در منطقه کاستلو با پاراگلایدر پرواز می کرده و سایت پروازی مسابقه را راه اندازی کرده است. شخصیتی که بسیار مورد احترام خلبانها ست و علیرقم سن زیاد همیشه همسری جوان او را همراهی می کند.
پاسخ داد: نه من دوست دارم در سنین بالا با مادر بچه هایم زندگی کنم و تا آخرعمر هم پرواز
کنم چون بقول معروف: « خلبان خوب وجود ندارد، فقط خلبان پیر داریم. » و بعنوان یک Air Artist دوست دارم تمام زندگی ام صرف طراحی بال و تست کردن و پرواز و ماجراجویی و برنده شدن در مسابقات با جایزه های گران قیمت بشود.
سؤال: چه چیزی در مورد سبک پرواز شما وجود دارد که باعث تفاوت آن با سبک پرواز بقیه خلبانها می شود؟
جواب: من خودم را یکی از پیشتازان آکروباسی می دانم که در زمان تست کردن بالها بعضی از مانورها را طراحی کرده ام، البته این کار در بعضی جاها ممنوع بود چون آن وقت ها فکر می کردند این کار خطرناک است و باعث ترسیدن مردم از این ورزش می شود ولی بعدها بعنوان یک رشته از پرواز مورد قبول واقع شد. بنابراین من سبک خودم را در پرواز دارم و در تصمیم گیری ها مستقل عمل می کنم، و به جریان مسابقه و مسیری که همه می روند اهمیت نمی دهم. البته این روش همیشه هم مفید نیست مثل امروز. [همین موقع معلوم شد امروزعلیرضا هم به دنبال اندی پرواز کرده و هردوتایی در نیمه راه مجبور به فرود شده اند.] در زمان مسابقه هم باید انعطاف پذیر باشی تا با توجه به وضعیت هوا ضمن مسابقه برنامه پروازت را تنظیم کنی و هم باید وقتی تصمیم می گیری تکلیف خودت را مشخص کرده باشی و بدون شک و تردید و طبق برنامه مشخص پرواز کنی و ضمناً من همیشه از پرواز لذت می برم حتی در مسابقه هم همیشه در حال لذت بردن از طبیعت هستم، امروز کم مانده بود بگویم گور پدر مسابقه، من می روم به طرف دریا.
سؤال: نظرتان راجع به این دوره مسابقات چیست؟
جواب: واقعاً زیباست، جای قشنگی است، مردم خوبی هم دارد، هیچ ریسکی نداریم و هرجایی فرود بیایی امن است و نباید نگران طرز برخورد مردم و وسائلت باشی. در ابتدای مسابقه، هوا خیلی بد شروع شد ولی بعد از آن 6 Task بخوبی برگزارشده و هوا هم خیلی خوب است. می توانی شبها بیرون بخوابی، من سرما را دوست ندارم، مفصل های آدم درد می گیرد البته قبلاً وقتی جوانتر بودم همیشه اسکی می کردم و به سرما عادت داشتم اما الان که در آرژانتین زندگی می کنم این نوع هوا و مسابقه و پرواز بطور کلی واقعاً سبک زندگی مورد علاقه من است.
سؤال: برای خلبانی که بخواهد از سطح پرواز معمولی وارد سطح پرواز مسابقه ای بشود چه توصیه ای دارید؟
جواب: کسی که بخواهد وارد مسابقات شود، اولاً باید هواشناسی را کاملاً بداند، ثانیاً باید یک گلایدر امن و متناسب با قابلیت های خودش انتخاب کند. هیچ فایده ای ندارد اگر قبــل از آنکه
قابلیت پرواز با بال مسابقه را داشته باشی سراغ بال مسابقه ای بروی.
سؤال: یعنی می شود با بال غیر مسابقه ای هم در مسابقه شرکت کرد؟
جواب: منظور من ان است که اگر به فرض من با یک بال کلاس 2 می توانم به راحتی پرواز کنم و روی هوا ترمال بگیرم و کار کنم و مسافت بروم در مسابقه نسبت به کسی که با یک بال سوپر امگا شصت پروتو تیپ فلان پرواز می کند ولی روی هوا مدام در حال ترسیدن است و تمام بدنش می لرزد شانس بیشتری خواهم داشت.
سؤال: بسیارخوب دیگر چه نکاتی را باید رعایت کند؟
جواب: باید دوره کاملی را در مورد مانورها و امنیت پرواز طی کند یعنی روی هوا و در جای مناسب و در شرایط ایمن مثلاً توزدگی 70 % را تمرین کند و حتی اجازه بدهد که بال بعد از توزدگی داخل چرخش هم بیافته و بعد ریکاوری کند و یک نکته بسیار مهم Brifieng و Debriefing قبل و بعد از پرواز و تجزیه و تحلیل پرواز انجام شده است که در پیشرفت خلبان خیلی مهم است، من همیشه با شاگردان خودم اینکار را می کنم. و خلبان باید بداند دقیقاً کی و چطور از کمکی استفاده کند، باید بتواند استال را بصورت کنترل شده اجرا کند.
نکته بسیار مهم این است که همیشه درهوای مناسب و با بال مناسب پرواز کند، من همیشه این مثال را می زنم که پرواز مثل موج سواری می ماند، همیشه باید قابلیت خودت را بدانی مثلاً با موج به ارتفاع 1 متر خوب است. با ارتفاع 3 متر ممکن است دچار مشکل شوی و اگر موج 5 متر ارتفاع داشت باید دیوانه باشی تا وارد دریا بشوی.
سؤال: فکر می کنید برای تمرین کردن خلبان بهتر است همراه گروه باشد یا به صورت انفرادی تمرین کند بهتر است؟
جواب: مشکل این است که هزینه انجام این کار به تنهایی خیلی زیاد است و باید بهای زیادی را از وقت و انرژی صرف کند. در عین حال پاراگلایدر یک ورزش کاملاً انفرادی است و پیشرفت هر خلبان بصورت شخصی برای خود او اتفاق می افتد اما بطور همزمان باید دانست که نظرات مختلف همیشه باعث پیشرفت می شوند مثلاً اگر 3 خلبان باهم پرواز کنند شانس بیشتری دارند که در مسافت طولانی تر پرواز کنند تا یک خلبان به تنهایی.
5- : « Christian Maurer »
سؤال: لطفاً اسم خودتان را بفرمائید.
جواب: من Christian Maurer و 23 سال دارم و متولد سوئیس و از سال 1997 پرواز می کنم.
سؤال: و مهمترین مقامهایی که تابحال کسب کرده اید؟
جواب: قهرمانی اروپا 2004– قهرمانی سوئیس 2004– قهرمانی 2005 PWC Overall.
سؤال: سایت پروازی مورد علاقه شما کجاست؟ و طولانی ترین مسافتی که پرواز کرده اید چقدر است؟
جواب: من پرواز در Alp را دوست دارم، مخصوصاً ارتفاعات Alp در سوئیس.
طولانی ترین مسافت من همان رکورد مسافت اروپا است که در سال 2004 ،323 کیلومتر در کوههای آلپ پرواز کردم، این پرواز 15 ساعت و 30 دقیقه طول کشید.
سؤال: بهترین پروازی که خاطره خوبی برایتان داشته کدام بوده است؟
جواب: بهترین پرواز من همان پرواز رکورد اروپاست که گفتم و پرواز دیروز هم واقعاً لذت بخش بود چون بعد از آخرین turn point مسافت 7 کیلومتر را بدون هیچگونه چرخش یا Lift مستقیم به طرف هدف رفتم و با فقط 2 متر ارتفاع به هدف رسیدم خیلی جالب بود.
سؤال: اگر قرار باشد یک محل پرواز برای خودتان طراحی کنید چه جور جایی می شود؟
جواب: دوست دارم کوه داشته باشد تا بتوانم جای ترمال ها را پیدا کنم و باد مناسبی در دره ها داشته باشد ( vally wind ) تا بازهم بهتر بشود محل ترمال ها را پیدا کرد، به طور کلی مثل Alp .
سؤال: از چه سالی وارد رقابت حرفه ای پرواز شدید و مسیر پیشرفت شما تا سطح قهرمانی چطور بوده است؟
جواب: از سال 2000 وارد رقابت پرواز شدم و در سال 2001 اولین بار در PWC شرکت کردم. قبل از آن در سال 2000 در رقابت های PWC Pre ، سوم شدم و البته قبل از ورود به PWC قهرمان سوئیس هم شده بودم که باعث شد در PWC پذیرفته بشوم.
یکی از دوستانم با 10 متر ارتفاع به گل رسید و بعد از آن هم تا یک ساعت بعد 50 خلبان دیگر آن هم در شرایطی که باد پشت 20 کیلومتر در ساعت به سرعت و سرش آنها کمک می کرد به هدف رسیدند و فقط به خاطر 50 متر فاصله ( و یا حدود 6 متر ارتفاع ) آنقدر امتیاز از دست دادم که بجای اول شدن در Overall پنجم شدم. خاطره خوبی نبود اما واقعیت رقابت همین است باید همیشه درست حساب کرد و به موقع ریسک کرد، اگر بخواهی زیاد برای ارتفاع گرفتن وقت تلف کنی فرصت را از دست می دهی وعقب می مانی و اگر خیلی زود از ترمال جدا شوی هم در میانه راه جا می مانی.
سؤال: نظر شما راجع به این دوره PWC چیست؟
جواب: اینجا پرواز به روش Flat land است. سال گذشته در Valadares برزیل هم که بودیم همینطور بود البته اینجا کوههای بیشتری دارد ولی روش پرواز همان است بنابراین تمام روز سعی می کردم Safe پرواز کنم و ارتفاع را حفظ کنم البته این شرایط برای همه خلبانها بطور یکسان وجود دارد و خیلی مهم است که با توجه به این شرایط ترمال ضعیف، حوصله و Mental training و تسلط کافی بر روی اعصاب داشته باشی.
سؤال: مثل پرواز دیروز که هیچکس فکر نمی کرد کسی به هدف برسد ولی شما و چند نفر دیگر به هدف رسیدید؟
جواب: بله، دیروز در 20 کیلومتر اول بزرگترین ترمالها حدود نیم متر بر ثانیه بود که کار را مشکل می کرد ولی از کیلومتر 20 به بعد منطقه آفتابی بود و ترمالها بهتر شد البته باز هم بزرگترینش حدود 5/1 تا 2 متر بر ثانیه بود ولی 52 کیلومتر را آمدیم.
سؤال: بزرگترین ترمالی که گرفته اید چقدر بوده است؟
جواب: 12 متر بر ثانیه. [توضیح: فکر می کنم فقط خلبانان با تجربه معنی این عدد را حس می کنند.]
پدرم از سال 1986 با پاراگلایدر پرواز می کرد و من تماشا می کردم و همیشه به خودم می گفتم در آینده حتماً این کار را می کنم بعد در پروازهای اولیه سعی می کردم با استفاده از ترمال ارتفاع بگیرم بعد یکی از دوستانم گفت اگر می خواهی بهتر پیشرفت کنی بهتر است وارد مسابقات بشوی و برای اولین بار در یک رقابت کوچک در سوئیس شرکت کردم، البته برنده نشدم.
در ابتدا سعی می کردم فقط خودم را به هدف برسانم بعد سعی کردم زودتر از بقیه به هدف برسم و کلاً بصورت پله پله پیشرفت کردم. 
سؤال: تا بحال سانحه یا موقعیت خطرناکی داشته اید؟
جواب: سانحه نداشتم و خوشبختانه تا بحال از چتر کمکی هم استفاده نکرده ام. اما تقریباً 10 بار نزدیک بوده که از چتر کمکی استفاده کنم.
سؤال: تفاوت سبک پرواز شما با بقیه خلبان ها در چیست؟
جواب: من test pilot کارخانه Advance هستم و تقریباً هر روز پرواز می کنم، این باعث می شود روی بال تسلط کامل داشته باشم و در استفاده از Speed System هم روش خاص خودم را دارم و حتی در مسابقه هم از پرواز لذت می برم، نه مثل بعضی از خلبانها که در رقابت خیلی عصبی و مضطرب هستند.
سؤال: یعنی اصلاً ناراحت نمی شوید اگر عقب بمانید؟
جواب: خوب البته دوست ندارم عقب بمانم. در مسابقات PWC سال 2003 در مکزیکو امتیاز خلبانها خیلی به هم نزدیک بود و در آخرین روز و آخرین Task که برای تعیین نتیجه کلی خیلی مهم بود در مسیر آخر به طرف هدف، من 2 کیلومتر از همه جلوتر بودم ولی با بدشانسی روبرو شدم و یک باد روبروی ملایم باعث شد زاویه سرش من کم بشود و ارتفاع از دست بدهم و درست 50 متر مانده به گل فرود بیایم و چند دقیقه بعد از من 50 خلبان حدود یک ساعت بعد از من با باد پشت حدود 20 کیلومتر به هدف رسیدند، من بجای اول شدن در Overall پنجم شدم.
سؤال: برای یک خلبان معمولی که قصد دارد وارد رقابت حرفه ای بشود چه توصیه ای دارید؟
جواب: من فکر می کنم اگر رقابت را بصورت یک خواسته شخصی که از آن لذت می بری و به شما حس خوبی می دهد در ذهن خودت داشته باشی می توانی وارد عرصه رقابت بشوی اما اگر فقط به قصد رقابت کردن و برنده شدن باشد ممکن است خطرناک باشد چون در مسابقه با بال Competition پرواز می کنی و ممکن است بخاطر رقابت ریسک اضافه ای را قبول
کنی و این خطرناک است.
سؤال: در مورد ایران چه می دانید؟
جواب: فقط می دانم که نفت دارید.
6- : « Karin Appenzeller »
سؤال: لطفاً خودتان را معرفی کنید.
جواب: من Karin Appenzeller . 26 ساله و متولد و ساکن سوئیس هستم. شروع پرواز من دقیقاً از 1998/May/24 بوده است.
سؤال: چه مقام هایی تا بحال کسب کرده اید؟
جواب: پارسال در PWC ( Overall ) سوم شدم. در قهرمانی ایتالیا اول شدم و در مسابقات Pre PWC هم اول شدم. در مسابقات PWC در Serbia دوم شدم و بهترین مقام من تا بحال همان سوم ( Overall ) PWC در سال 2005 است.
سؤال: بهترین مسافتی که تا بحال پرواز کرده اید چقدر است؟
جواب: در مسابقه 140 کیلومتر پرواز کردم، اما امسال قصد دارم 3 بار بالای 150 کیلومتر پرواز کنم و این یک هدف تمرینی برای پیشبرد تکنیک های شخصی ام است.
سؤال: بهترین سایتی که مورد علاقه شماست کدام است؟ و اگر بخواهید یک سایت را برای خودتان طراحی کنید چه شکلی خواهد بود؟
جواب: ارتفاعات آلپ در سوئیس، اتریش و ایتالیا. من پرواز روی flat land را دوست ندارم، چون در کوهستان می توانی حدس بزنی که کدام کوه ترمال دارد و با توجه به کوهها برنامه پرواز را تنظیم کنی و سایت مورد علاقه من کوههای بلند که به شهر نزدیک باشد و Valy Wind نداشته باشد و مثل شهر خودم در سوئیس که چندین محل Take off دارد و با توجه به جهت باد به هر کدام دلمان بخواهد می رویم و بیشتر از 40 دقیقه راه نیست.
من در زمستان در ایستگاه قطار شهر Wengen کار می کنم که مردم برای اسکی می آیند و خیلی هم شلوغ می شود و من هم با 5 دقیقه می توانم به محل پروازم برسم، در تابستان ها هم فقط پرواز می کنم.
سؤال: چه مدتی است که وارد رقابت های پرواز شده اید و مسیر پیشرفت شما چگونه بوده است؟
جواب: من 5 سال است که بصورت آزاد پروازمی کنم و اکنون 3 سال است که در رقابتهای قهرمانی شرکت می کنم. اصولاً خلبانی هستم که از ابتدا کاملاً پله پله پیشرفت کرده ام از بال DHV 1-2 شروع کردم، بعد بال DHV-2 و بعد از آن با بال امگا ( Proto ) Advance در مسابقه شرکت کردم. برای ورود به PWC از کارت سفید که هرسال به تعداد محدود و به صورت انتخابی به خلبانهایی که هیچ سابقه مسابقه دیگری نداشته باشند فروخته می شود، استفاده کردم. یعنی توسط Christian Maurer به برگزارکنندگان PWC معرفی شدم و با آنها تماس گرفتم و درخواست کارت سفید کردم. البته در اولین مسابقه چندین بار به هدف رسیدم که باعث شد قابلیت های پروازی مرا قبول کنند.
سؤال: تفاوت سبک پروازی شما با بقیه در چیست؟
جواب: من به پرواز علاقه زیادی دارم بطوریکه حتماً باید هرهفته پرواز کنم، اگر یک هفته بگذرد و پرواز نکنم کاملاً عصبی و بداخلاق می شوم بنابراین زیاد تمرین می کنم و در مسابقه به پرواز بقیه دقت می کنم، مثلاً در برزیل حتماً باید به پرواز بقیه توجه کرد تا بتوانی جای ترمال را پیدا کنی اما در سوئیس اینطور نیست، کافی است یک ترمال قوی را روی یک کوه بگیری و بعد با 100% Speed به طرف کوه بعدی حرکت کنی.
ضمناً در ترمال گیری سعی می کنم آرام و باحوصله حرکت کنم .
سؤال: سانحه ای هم داشتی؟
جواب: بله در قهرمانی ایتالیا 2004 استخوان پای چپم شکست.
سؤال: با چه بالی پرواز می کنید؟
جواب: در حال حاضر Advance بعنوان Sponser از من حمایت می کند و به من بال و صندلی می دهد. خوبی Advance این است که خلبانهای مسابقه را انتخاب می کند، برای هرخلبان مسابقه بال مخصوص او را می سازد و تحویل می دهد، بطور مثال بال من فقط علامت امگا را دارد ولی عدد ندارد و این بال قابل فروش در بازار نیست بنابراین بالهای مسابقه ای Advance فقط در اختیار خلبانهایی است که قابلیت پرواز با آنرا دارند ولی روی هوا ممکن است بال Boomrang ببینی که خلبان آن به بالش مسلط نیست، گاهی اوقات وقتی یک بال Boomrang در نزدیکی من پرواز می کند احساس ناامنی می کنم.
سؤال: نظرتان راجع به این دوره مسابقات چیست؟
جواب: به دلیل دمای هوا از اینجا خوشم می آید و ضمناً پرواز در اینجا خیلی ساده است و به راحتی می توانم بال را کنترل کنم اما ترمال ها خیلی ضعیف است.
سؤال: برای خلبان معمول که بخواهد تا سطح مسابقه پیشرفت کند چه توصیه ای دارید؟
جواب: زیاد پرواز کند یعنی 2 تا 4 بار درهفته پرواز کند و عجله نکند، مخصوصاً در انتخاب بال مسابقه ای چون با بال DHV-2 هم می توان در مسابقه شرکت کرد. البتـه بخاطر
Glid Ratio کمی مشکل است، ولی می تواند بعد از مسلط شدن به این بال به سراغ بال DHV 2-3 و بال مسابقه ای برود.

سؤال: در مورد ایران چیزی می دانید؟
جواب: هیچ چیزی نمی دانم، ولی اگر مسابقه ای باشد که با برنامه من هم جور باشد، دوست دارم بیایم.
2007/01/01